آنچه در نهایت روی صفحه میبینید، فقط بخش کوچکی از یک پروژه نرمافزاری است. پشت یک محصول قابل استفاده، تصمیمهای زیادی درباره مسئله، داده، تجربه کاربری، معماری، امنیت، تست و نگهداری گرفته میشود.
مرحله اول: فهم مسئله
قبل از طراحی رابط کاربری باید بدانیم کاربر چه مشکلی دارد و امروز آن را چگونه حل میکند. اگر این مرحله نادیده گرفته شود، ممکن است محصولی بسیار زیبا بسازیم که مسئله واقعی را حل نمیکند.
سؤالهایی که در تحلیل مهماند
- کاربر اصلی چه کسی است؟
- مهمترین کار او در سیستم چیست؟
- الان این کار را چگونه انجام میدهد؟
- کجا زمان یا اطلاعات از دست میرود؟
- چه دادههایی باید ذخیره و بازیابی شوند؟
- چه نقشهایی به چه اطلاعاتی دسترسی دارند؟
از جریان کار به رابط کاربری
رابط کاربری نباید فقط مجموعهای از صفحات زیبا باشد. هر صفحه باید یک هدف داشته باشد و کاربر را به مرحله بعدی برساند. وقتی جریان کار مشخص شد، طراحی میتواند به جای حدس، بر اساس نیاز واقعی شکل بگیرد.
بعد از طراحی، نوبت ساخت است
در زمان توسعه، تصمیمهای فنی باید با نیاز محصول هماهنگ باشند. ساختار داده، احراز هویت، سطح دسترسی، مدیریت خطا، ثبت رویدادها و عملکرد بخشهایی هستند که شاید در تصویر تبلیغاتی دیده نشوند، اما برای محصول واقعی حیاتیاند.
اولین نسخه قرار نیست کامل باشد
یک محصول واقعی معمولاً با چرخهای از ساخت، تست، استفاده، دریافت بازخورد و اصلاح بهتر میشود. این با ساختن یک نسخه ناقص و رها کردن آن فرق دارد؛ هر مرحله باید هدف و معیار مشخص داشته باشد.
کیفیت محصول فقط از کد خوب نمیآید؛ از تصمیمهای درست قبل و بعد از کدنویسی هم ساخته میشود.
تست با کاربر چه چیزی را آشکار میکند؟
تیم سازنده به دلیل آشنایی زیاد با محصول، بسیاری از مشکلات را نمیبیند. یک کاربر واقعی ممکن است در همان چند دقیقه اول نشان دهد که یک دکمه واضح نیست، یک اصطلاح قابل فهم نیست یا ترتیب مراحل منطقی نیست.
پروژه چه زمانی واقعاً تمام میشود؟
انتشار نسخه اول پایان کار نیست. مانیتورینگ، پشتیبانگیری، رفع خطا، بهبود امنیت، بررسی عملکرد و تحلیل رفتار کاربران بخشی از چرخه عمر محصول هستند.
جمعبندی
پروژه موفق از «اولین خط کد» شروع نمیشود. از شناخت مسئله شروع میشود و تا زمانی ادامه دارد که راهکار در دنیای واقعی قابل اتکا باشد.