داشتن اپلیکیشن برای بسیاری از کسبوکارها جذاب است. آیکون برند روی صفحه موبایل دیده میشود، Push Notification وجود دارد و محصول ظاهر جدیتری پیدا میکند. اما سؤال حرفهای این نیست که «آیا میتوانیم اپلیکیشن بسازیم؟» بلکه این است که «آیا اپلیکیشن مسئلهای را بهتر از گزینههای دیگر حل میکند؟»
اول رفتار کاربر را بررسی کنید
اگر کاربر فقط سالی دو بار از خدمت شما استفاده میکند، نصب یک اپلیکیشن ممکن است اصطکاک ایجاد کند. اما اگر مشتری هر روز یا هر هفته به سرویس برمیگردد، دسترسی سریع و امکانات بومی موبایل میتواند ارزش قابل توجهی داشته باشد.
چه زمانی اپلیکیشن منطقیتر میشود؟
- کاربر استفاده مکرر و مستمر دارد.
- Push Notification بخش مهم تجربه است.
- نیاز جدی به دوربین، GPS، Bluetooth یا قابلیتهای دستگاه وجود دارد.
- بخشی از تجربه باید در حالت آفلاین کار کند.
- عملکرد و تجربه بومی موبایل مزیت رقابتی ایجاد میکند.
چه زمانی Web App کافی است؟
اگر هدف اصلی نمایش محتوا، ثبت درخواست، فروش، رزرو، پنل مشتری یا مدیریت اطلاعات است، یک Web App مدرن میتواند بخش بزرگی از نیاز را پوشش دهد. کاربر بدون نصب نرمافزار وارد میشود و تیم نیز فقط یک بستر را برای توسعه و نگهداری دارد.
هزینه فقط توسعه نیست
دو پلتفرم موبایل یعنی تصمیمهای بیشتر برای توسعه، تست، انتشار و نگهداری. علاوه بر هزینه فنی، باید به بهروزرسانی نسخهها، خطاهای دستگاههای مختلف و فرآیند انتشار نیز فکر کرد.
اپلیکیشن زمانی محصول بهتری است که قابلیتهای بومی آن واقعاً ارزش بیشتری از سادگی وب ایجاد کنند.
یک اشتباه رایج: اپلیکیشن به عنوان نماد رشد
گاهی کسبوکار هنوز وبسایت، فرایند فروش یا تجربه مشتری مناسبی ندارد اما میخواهد اپلیکیشن بسازد. در این حالت اپلیکیشن ممکن است فقط همان مشکل را در یک کانال جدید تکرار کند.
قبل از تصمیم این سؤالها را بپرسید
- کاربر چند بار در ماه به محصول برمیگردد؟
- کدام قابلیت فقط با اپلیکیشن بهتر انجام میشود؟
- آیا نصب برای کاربر ارزش کافی دارد؟
- آیا Web App نیاز اصلی را پوشش نمیدهد؟
- آیا تیم و بودجه نگهداری بلندمدت را داریم؟
اگر پاسخ این سؤالها نشان دهد که اپلیکیشن ارزش واقعی ایجاد میکند، ساخت آن تصمیم منطقی است. اگر نه، نساختن اپلیکیشن نشانه عقبماندگی نیست؛ نشانه این است که انتخاب فناوری را بر اساس مسئله انجام دادهاید.